شعععر ! + بابا چرا گير ميدين ؟‌+ ک.توپ ...

 سلام . خوبيد ...همجا امن و امانه ؟! ........

 اينم يه شعر قديمی از خودم ...... که سفارشی برای يکی سروده بودم ... { که البته بعدها مشکلش حل شد !‌‌03.gif} ............ ببخشيد که به هيچکدومتون سر نميزنم ......... ايشالا يه روزی جبران ميکنم !24.gif ...... خوب ديگه .......... بپردازيم به شعره اين هفته :

 

لحظه ی رفتنت ای یار همیشه در دلم ..... آن لحظه ی غم را که برفتی از برم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بنوشته و کرده قاب در این دل تنگ ..... طرحی زده از فراق آن رنگ به رنگ

رفتی تو و از درد جدایی ..... گشته عادتم گریه و زاری

رفتی چو نسیمی از دو دیده ..... گویی که وداع کس ندیده

در لحظه ی رفتن تو دیوار دلم ..... بشکست و فرو بریخت بار دیگرم

بغضم به گلو ماند و نرفت از یادم ..... آن عشق به تو که شد همه فریادم

در آن دم هجران تو چون شمع مذاب .....  تر کرد زمین پشت سرت کاسه ی آب

عشقم ز برم رفت ولی جوید باز ..... عطر امیده تو را بوید باز

 

 

بابا چرا گير ميدين ؟! ....

وقتی بم زلزله اومد ... من نوشتم : منم بگم تسليت ؟! .... بيا تا قدر يکديگر بدانيم ؟! ........... حالا می پرسی چرا اينو گفتم ؟!. .... بابام جون چرا گير ميدين ؟! .... {کنترل عصبانيت}30.gif ............ اخه اگه منم بگم تسليت چه فرقی به حال اون مرد بدبختی ميکنه که همه ی بچه هاشو و زنشو از دست داده . تسليت من چه فايده داره 31.gif........... همون روبان مشکی که گوشه وبلاگم زده بودم بسه ...... بيخيال ............ حالا چرا گفتم بيا تا قدر يکديگز بدانيم ؟! ............ خوب اگه پس فردا زلزله به تهران تشريف فرما شد ... زبونم لال زبونم لال . من مردم 15.gif............ اون وقت ميگين . وای اين مجيد چه پسر خوبی بود .... چه ماه بود 21.gif. چرا ما قدرشو ندونستيم ....... { منم تو قبر همينا رو ميگم البته !04.gif} ............... به همين خاطره که ميگم بيا تا قدر يکديگر بدانيم ! ........... پس فردا همتون پشيمون ميشين ...... ميگين ای کاش قدرشو دونسته بوديم ............ زمين غيرتی شده ... ما بايد تمونشو پس بديم !!! ..............ميبينی تورو خدا .......  عجب ...... بازم بيخيال

 

اينم کامنتای توپ و خفن و غيره !‌:

کامنت باحاله باحال که نداشتيم { در حدی که من اينجا ذکری کنم ازش } .......... ولی از نظر تعداد ايدفعه  آقا مهرشاد { آزادی بيان !} .......... کامنتدونی رو ترکونده بود ....... مهين خانومم که غوغا کرده ديگه .......... بيخيال ............. ما رفتيم ........... بريد عشق و حال دنيا رو بکنيد که وقت بسی تنگ است ......... يه دفعه ديدی زلزله اومداااا ....... بيخيال ........خوش باشيد ....... فعلا بای بای

/ 0 نظر / 3 بازدید